دفتر انشا

زنگ انشایی که شما غایب بودین ...

مرا از چشم ها انداخت خوبی های بی حدم

که دل را می زند چیزی که بی اندازه شیرین است


+ جواد منفرد

نوشته شده در جمعه ۳۰ مرداد۱۳۹۴ساعت 15:32 توسط فاطمه |

یادت هست :

مانده بودی که در گرمای تابستان چگونه چادرم را بر سر میکردم

و باورت نمیشد وقتی می گفتم گرمایش شیرین و لذت بخش است

حال باور می کنم :

که در سرمای زمستان ساپورت میپوشی

و از علاقه ای که به آن داری احساس سرما نمی کنی !

عشق است دیگر

گرما و سرما نمی شناسد ؛

حال چادر باشد یا ساپورت . . .

نوشته شده در دوشنبه ۲۶ مرداد۱۳۹۴ساعت 12:11 توسط فاطمه |

نوشته شده در دوشنبه ۲۶ مرداد۱۳۹۴ساعت 12:10 توسط فاطمه |

یه روز یه دبیری دانش آموزاشو جمع کرد تو آزمایشگاه

یه کرم گذاشت رو میز و یه قطره از مشروبات الکی ریخت روش

کرم نابود شد

بعد گفت : دیدید چه بلایی سر کرم اومد ؟ چه نتیجه ای میگیریم ؟

همه با هم گفتن :

باید مشروبات الکی بخوریم تا کرم های بدنمون از بین بره !

معلمه دید اینا به زبون آدم نمی فهمن 

یه ظرف پر مشروب گذاشت جلوی یه الاغ و به بچه ها گفت :

ببینید حتی الاغ هم از این نمی خوره ! چه نتیجه ای می گیریم ؟

همه با هم گفتن :

هر کی نخوره خره !!!

نوشته شده در دوشنبه ۲۶ مرداد۱۳۹۴ساعت 12:10 توسط فاطمه |

گفتم از این جا تا مشهد چقد راه است ؟

گفت آن قدر که بگویی :

« السلام علیک یا علی بن موسی ارضا »



پی نوشت : اگه خدا بخواهد فردا عازم مشهدم

دلم خیلی تنگش بود

حلالم کنید

دعاگوی همه ی دوستان هستم

نوشته شده در چهارشنبه ۲۱ مرداد۱۳۹۴ساعت 0:21 توسط فاطمه |

دیروز دلم به حال انگشت وسطی پام سوخت

طفلی خیلی مظلومه ؛

نه مثل شست تو چشمه

نه مثل اون کنار شستی بلنده

نه مثل این دو تا کناری به در و دیوار می خوره

همین طور تنها زندگیش یک نواخته

فقط زندس زندگی نمی کنه که

انگشت وسطی پام دوست دارم !!!!

نوشته شده در سه شنبه ۲۰ مرداد۱۳۹۴ساعت 2:16 توسط فاطمه |

نوشته شده در سه شنبه ۲۰ مرداد۱۳۹۴ساعت 0:45 توسط فاطمه |

هر دو جا مانده ایم ؛

 

تو در دل من ،

 

من از دل تو . . .

نوشته شده در سه شنبه ۲۰ مرداد۱۳۹۴ساعت 0:42 توسط فاطمه |

گفتم سیاه ...... خندید

گفتم چادر ...... خندید

گفتم زهرا (س) ...... سکوتش نشانه ی خجالتش بود

نوشته شده در شنبه ۱۷ مرداد۱۳۹۴ساعت 2:14 توسط فاطمه |

دلم آغوش میخواهد

.

.

.

.

.

.

.

.

شاید هم آبگوشت میخواهد

دقیقن نمیدونم چی داره میگه

بزارید یه بار دیگه ازش بپرسم

.

.

.

.

.

.

.

.

عاقا حله آبگوشت میخواد

اشتباه از من بود !!!

ببخشید وقتتونو گرفتم 

فک کردم عااشق شدم :)))

نوشته شده در پنجشنبه ۱۵ مرداد۱۳۹۴ساعت 15:12 توسط فاطمه |

سلام

سه چهار روزی میخوام برم مسافرت

براتون دعا میکنم

نیستم بتون سر بزنم دوستان

فعلاا خدافظ

نوشته شده در یکشنبه ۲۸ تیر۱۳۹۴ساعت 23:15 توسط فاطمه |

نوشته شده در جمعه ۲۶ تیر۱۳۹۴ساعت 22:52 توسط فاطمه |

همیشه می پنداشتم او مرا خواهد برد

به همان کوچه ی رنگین شده از تابستان

به همان خانه ی بی رنگ و ریا

و همان لحظه که بی تاب شوم

او مرا خواهد برد

به همان سادگی رفتن باد !

او مرا برد ، ولی 

برد از یاد . . .

نوشته شده در جمعه ۲۶ تیر۱۳۹۴ساعت 22:42 توسط فاطمه |

نوشته شده در جمعه ۲۶ تیر۱۳۹۴ساعت 22:38 توسط فاطمه |

رمانتیک ترین لب و بزرگترین سینه کدومه ؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

رومانتیک ترین لب ، لب دریاست و بزرگترین سینه هم سینه ی قبرستونه !!! 

برو از خدا بترس

ماه رمضون تموم شد تو آدم نشدی ؟

پاتو ور دار از روی تسبیحم

منحرف مفسد فی الارض

توبوا الی الله

نوشته شده در جمعه ۲۶ تیر۱۳۹۴ساعت 8:2 توسط فاطمه |

تقدیم به همه ی دوستای گلم

نوشته شده در جمعه ۲۶ تیر۱۳۹۴ساعت 7:21 توسط فاطمه |

بـــی هــــــــوا رفـــتــــی !
 
 
بـــی " نــــفــــس " مـــانـــدم . . .
نوشته شده در جمعه ۲۶ تیر۱۳۹۴ساعت 7:21 توسط فاطمه |

نوشته شده در پنجشنبه ۲۵ تیر۱۳۹۴ساعت 22:34 توسط فاطمه |

نوشته شده در پنجشنبه ۲۵ تیر۱۳۹۴ساعت 22:32 توسط فاطمه |

نوشته شده در پنجشنبه ۲۵ تیر۱۳۹۴ساعت 22:31 توسط فاطمه |

نوشته شده در پنجشنبه ۲۵ تیر۱۳۹۴ساعت 22:29 توسط فاطمه

نوشته شده در پنجشنبه ۲۵ تیر۱۳۹۴ساعت 22:26 توسط فاطمه

نوشته شده در پنجشنبه ۲۵ تیر۱۳۹۴ساعت 22:25 توسط فاطمه

نوشته شده در پنجشنبه ۲۵ تیر۱۳۹۴ساعت 22:24 توسط فاطمه

نوشته شده در پنجشنبه ۲۵ تیر۱۳۹۴ساعت 22:23 توسط فاطمه

نوشته شده در پنجشنبه ۲۵ تیر۱۳۹۴ساعت 22:21 توسط فاطمه

نوشته شده در پنجشنبه ۲۵ تیر۱۳۹۴ساعت 22:18 توسط فاطمه

نوشته شده در پنجشنبه ۲۵ تیر۱۳۹۴ساعت 22:16 توسط فاطمه

نوشته شده در پنجشنبه ۲۵ تیر۱۳۹۴ساعت 22:14 توسط فاطمه

سیاهی دلم را آنجایی به چشم دیدم

که کلاغ سیاهی

در طواف گنبدتان بود . . .

 

« السلام علیک یا علی بن موسی الرضا »

 

کپی شده از ♣ وبلاگ خوشه

نوشته شده در سه شنبه ۲۳ تیر۱۳۹۴ساعت 5:49 توسط فاطمه |